تبلیغات
دانشجویان کارشناسی ارشد،گروه حقوق خصوصی،دانشگاه آزاد اسلامی،واحد سمنان - ماهیـت فقهـی و حقوقـی اهـدای جنیـن و تلقیـح مصنوعـی
 
دانشجویان کارشناسی ارشد،گروه حقوق خصوصی،دانشگاه آزاد اسلامی،واحد سمنان
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : سیامک گلستانی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
عنوان مقاله : ماهیـت فقهـی و حقوقـی اهـدای جنیـن و تلقیـح مصنوعـی
دکتر علی رضا حسنی

برای مشاهده متن مقاله به ادامه مطلب رجوع کنید. ماهیـت فقهـی و حقوقـی اهـدای جنیـن و تلقیـح مصنوعـی

دکترعلیرضا حسنی  استادیار دانشکده حقوق دانشگاه آزاد اسلامی واحد دامغان

چکیده

یکی از روش های درمان ناباروری ، اهدای جنین به زوجین نابارور است . روشی که مباحث مختلف فقهی و حقوقی همچون قرداد میان طرفین ، نسب و آثار ناشی از آن را به دنبال دارد .آنچه اهدای جنین به دنبال دارد ، ضرورتاً تلقیح مصنوعی سلولهای جنسی است بگونه ای که زن با استفاده از وسائل مصنوعی ، بدون آنکه نزدیکی صورت گیرد باردار شود . در این خصوص آنچه مورد پذیرش قانون گذار واقع شده لقاح تخمک و اسپرم زن و شوهر قانونی و شرعی است .

نظر به اینکه فرایند اهدای جنین در هر مرحله آثار خاصی دارد لزومی ندارد که قرداد اهدای جنین در قالب یکی از عقود واقع شود . قراردادی که به لحاظ اعتبار خود ، آثار حقوقی مختلفی به بار می آورد و امور مهمی همچون نسب ناشی از اهدای جنین بر آن بنا خواهد شد . بگونه ای که نسب طفل متولد به زوجین صاحب اسپرم و تخمک ملحق می شود . امری که به لحاظ مشروعیت آن ، آثاری همچون نگهداری و تربیت طفل ، ولایت قهری ، نفقه ، ارث و حرمت نکاح را مطرح می کند .

بنابراین در این مقاله انواع تلقیح مصنوعی و اعتبار آن ، اعتبار و ماهیت حقوقی قرار داد و آثار قرارداد اهدای جنین بررسی و تحلیل می شود .

 واژگان کلیدی : زوجین نابارور ، اهدای جنین ، تلقیح مصنوعی

 مقدمه

پیشرفت های پزشکی در حوزه ی تولید مثل به اواخر قرن بیستم مربوط می شود . شاید تا 30 سال پیش زوجین نابارور تصور می کردند که دیگر راهی برای بچه دار شدن ندارند و این ناباروری را به منزله انقطاع نسل می دانستند . اما پیشرفت های علم پزشکی و شناسایی درمان ناباروری از تحریک تخمک گذاری تا اهدای گامت ، اهدای جنین و رحم جایگزین امکان درمان بیشتر ناباروری ها را فراهم ساخت .

اگرچه این روش ها ، پیشرفت چشمگیری محسوب می شود اما نتوانست موجب اقناع دانشمندان علوم دیگر شود و پرسشهایی را در حوزه علوم اخلاقی ، جامعه شناختی ، روان شناسی و حقوق و فقه مطرح کرد . بهرحال استفاده از این روشها مستلزم پاسخ به موارد مذکور و فراهم شدن بستر فرهنگی _ اجتماعی ، اعتقادی حاکم بر جامعه است . بطور کلی تولید مثل حساسیت و محدودیتهای قانونی و شرعی و اجتماعی خاصی را در فرهنگ اسلامی دارد مخصوصاً اگر در باروری عامل بیگانه دخالت داشته باشد نقش مذهب به عنوان عامل تعیین کننده در مباحث حقوقی تولید مثل مورد توجه قرار می گیرد . بنابر این به موازات پیشرفت این فناوری ، تدوین قوانین و  نظام مند کردن مباحث این حوزه ضروری به نظر می رسد تا ضمن مد نظر قرار دادن نیاز بشر به این فناوری ، به کارگیری این روشها با موازین شرعی و اصول حقوقی مغایرت پیدا نکند .

قانون گذار ایران نیز با تصویب قانون نحوه اهدای جنین به زوجین نابارور در سال 1382 و آیین نامه اجرایی آن در سال 1383 گام بسیار مهمی در این مسیر برداشت . اگرچه این قانون محل بحث فراوانی دارد اما به عنوان نقطه شروع در جهت ، دادن وجهه قانونی مفید محسوب می شود .

1_ کلیـات

1_1 اهمیت موضوع اهدای جنین

بر اسا س مطالعات تعداد قابل ملاحظه ای از افراد در جهان نوعی ناباروری را تجربه می کنند این وضعیت به این دلیل که هر زوج مبتلا برای حل آن وقت و هزینه زیادی را صرف می کند و اطرافیان خود را نیز تحت تاثیر قرار می دهد از جنبه روانی _ اجتماعی اهمیت خاصی پیدا کرده است ، بویژه در کشورهایی که نرخ ناباروری بالا بوده و باروری به لحاظ فرهنگی و اجتماعی ویژگی خاصی داشته باشد.

نرخ بالای ناباروری در ایران به لحاظ جنبه های اجتماعی و فرهنگی آن ، بویژه نزد زنان اهمیت خاصی پیدا کرده است . از دیدگاه پزشکان جمعیت نابارور در ایران که از طبقه نسبتاً کم درآمد بوده بیشترین مشکلات عاطفی و روانی را تحمل می کنند ، یأس و اضطراب از عوامل روانشناختی مهمی است که هر فرد را برای ابتلا به بیماری های روانی مهیا می سازد امری که زنان بیشتر از مردان در معرض آسیبهای آن هستند . ( جنبه های روانی و اجتماعی ناباروری / 36 )

شاید مجموعه این عوامل باعث شد تا قانون گذار ما به فکر تدوین قانونی بیافتد که حداقل قسمتی از این معضلات را حل نماید اما شاید تردید و اختلاف نظر در برخی مسائل فقهی موجب شده که غیر از قانون نحوه اهدای جنین به زوجین نابارور 1382 ، قانون دیگری وضع نشود .

1_2  انواع تلقیح مصنوعی

امروزه درمان ناباروری از طریق تلقیح مصنوعی به روشهای مختلفی صورت می پذیرد :

1_2_1 تلقیح اسپرم شوهر به همسر

در مواردی با وجود اینکه شوهر از لحاظ جسمی سالم و اسپرم او قدرت بارور کردن تخمک زن را دارد اما بنا به عواملی نمی تواند زوجه خود را از طریق مواقعه و بصورت طبیعی باردار نماید که در این صورت  با استفاده از تکنیک های کمکی تولید مثل ، اسپرم شوهر به زن تلقیح می گردد .

در این روش چون تلقیح مصنوعی به روش تزریق اسپرم شوهر به همسر قانونی او صورت می گیرد ، این عمل کاملا مشروع و جایز است و طفل مولود نیز مشروع و قانونی می باشد بهرحال در این شیوه باید جهات شرعی رعایت گردد و سبب انجام عمل حرام مانند التذاذ یا لمس عورت نشود . البته در مورد لمس یا نظر پزشک بیشتر فقها معتقدند که چون این مسئله از موارد درمان است در حد ضرورت و نیاز جایز است . ( آثار حقوقی تلقیح مصنوعی انسان /183 )

1_2_2 تلقیح اسپرم مرد به رحم زن نامحرم بدون آمیزش

در برخی موارد که شوهر قدرت بارور کردن زوجه را ندارد یا اصولا فاقد اسپرم است تنها راه حل موجود استفاده از اسپرم مرد بیگانه برای بارور کردن زن است .

در خصوص مشروعیت این عمل با توجه به آیه مبارکه (( قد افلح المومنون . . . و الذین هم لفرجوهم حافظون )) ( سوره مومنون ، آیه 7_1 ) گفته شده است که اصل و قاعده اولیه درباره ی اعمال مربوط به فرج ها ، وجوب حفظ آن از همه کس و همه گونه اعمال است مگر همسر و کنیز که از ذیل حکومت این قائده عمومی خارج است یعنی هر گونه اعمال مربوط به فروج که بین مرد با همسر و کنیزش نباشد حرام است مگر اینکه مخصص و دلیل دیگری که مورد قبول شرع است یافت شود که بتواند عموم این آیات را تخصیص دهد . (آثار تلقیح مصنوعی / 80 )

بنابراین حفظ فرج از ادخال نطفه اجنبی هر چند توسط شوهر یا خود زن ، از لوازم و شئونات حفظ از غیر است و از این رو اطلاق حفظ از غیر ، مقتضی حرمت ادخال نطفه غیر شوهر به رحم زن است .  ( آثار حقوقی تلقیح مصنوعی انسان / 47 ) همچنانکه اکثر فقهای عظام نیز چنین روشی را محل اشکال و قابل تأمل دانسته اند از جمله آیت ا... خویی در این زمینه می فرماید : (( تلقیح زن با منی مرد بیگانه جایز نیست ، خواه عمل تلقیح توسط مرد اجنبی صورت پذیرد یا شوهر ... )) . ( همان / 186 )

1_2_3 تلقیح تخمک زن بیگانه به رحم زن نازا

این روش در جایی صورت می پذیرد که علت نازایی ، فقدان تخمک زن باشد که در این صورت تخمک زن بیگانه به رحم زن نازا تزریق می گردد تا پس از آمیزش وی با شوهرش ، فرزندی از این تخمک و اسپرم شوهر زن نازا حاصل شود .

 اکثر فقها این روش تلقیح را نیز همانند شیوه اخیر جایز نمی دانند مثلا در این خصوص آیت ا.. صافی گلپایگانی در پاسخ استفتایی که از ایشان شده ضمن استدلال ، به آیات و روایات مبتنی بر حرمت این شیوه . اشاره نموده است . ( روش های نوین تولید مثل انسانی از دیدگاه فقه و حقوق / 404 )

1_2_4 تلقیح اسپرم و تخمک بیگانه در محیط  آزمایشگاه وانتقال آن به رحم

در این روش ابتدا نطفه زن و مرد استخراج شده و جهت انتقال به رحم آماده می شود در جواز این مرحله تردید وجود ندارد چون در زمره ی عناوین محرمه نیست البته حرمت این عمل به سبب ارتکاب گناه از محل بحث خارج است . سپس نطفه ترکیب شده ، در رحم زن کاشته می شود در خصوص کاشت نطفه در رحمی که آن رحم برای صاحب اسپرم حرام است گفته شده که چون در روایات مربوطه مباشرت در انتقال نطفه شرط نشده این مورد نیز مشمول حرمت است ضمن اینکه خبر ابن سیابه نیز بر حرمت این فرض دلالت می کند چون بر طبق این روایات در جایی که وقوع نکاء مورد تایید باشد احتیاط واجب است ، لذا به طریق اولا چنین فرضی را که قطعاً نکاحی صورت نگرفته است شامل می شود . (تلقیح مصنوعی /99 )

1_2_5 ترکیب اسپرم و تخمک زن و شوهر و انتقال جنین حاصل به رحم زن بیگانه

این روش به دو صورت ممکن است اول : اهدای جنین، که زوجین نابارور دارای اسپرم و تخمک سالم نیستند ولی زوجه می تواند جنین را در رحم خود حمل کند یعنی زوجه از جنین اهدایی زوجی دیگر برای درمان استفاده می کنند . دوم : اجاره رحم ، که زوجین تحت درمان دارای اسپرم و تخمک سالم هستند اما زوجه بدلایلی نمی تواند جنین را در رحم خود پرورش دهد .

 در خصوص مشروعیت این شیوه، اکثر فقها از جمله امام خمینی ( ره ) ، آیات عظام : خامنه ای ، مکارم ، صافی گلپایگانی ، اردبیلی ، صانعی و ... قائل به جواز آن هستند . ( وضعیت حقوقی ( نسب ) کودک ناشی از انتقال جنین / 340 )

آیات ناظر بر (( لزوم حفظ فروج )) اگرچه مفید معنایی فراگیر است ، اما نسبت به افرادی که تحت ضابطه کلی مزبور واقع می شوند نه هر فردی . ( وضعیت به کارگیری تکنیک های نوین باروری کمکی در تولید مثل انسانی / 65 ) چنانچه لزوم حفظ فروج یک حکم تعبدی محض هم باشد علی الاصول ناظر بر انتقال اجزاء ژنتیکی متعلق به غیردر شکل اسپرم یا تخمک است و شامل جنین متعلق به غیر نمی باشد زیرا جنین ، دیگر اجزاء ژنتیکی نبوده بلکه موجودی است که دارای قابلیت هایی است که اجزاء ژنتیکی همچون اسپرم و تخمک ندارند . علاوه بر آن اگر انشاء حکم حرمت به منظور حفظ نسب و تشخیص هویت والدین طفل متولد  و جلوگیری از ترکیب گامتهای بیگانه باشد عدم شمول این حکم به مورد مذکور قوی تر است زیرا در این روش هم صاحب اسپرم مشخص است و هم صاحب تخمک ، بلکه بین آندو رابطه زوجیت برقرار است .

در رابطه با شمول روایات مفید حرمت ، نسبت به انتقال جنین غیر تردیدها جدی تر است زیرا در روایات مزبور (( اقرار النطفه )) و (( افرغ الماء )) تحریم شده است . با توجه به قرائن موجود در این روایات و ظهور عرفی زمان صدور آن ، مقصود تنها اجزاء ژنتیکی مرد است . مخصوصاً که در روایات اول واژه نطفه به خود مرد اضافه شده است بنابراین تعمیم این روایت به موضوع بحث پذیرفته نیست چون آنچه در انتقال جنین مطرح است تخمک لقاح شده است نه اسپرم تنها . از سوی دیگر بر فرض اطلاق لفظ (( نطفه )) بر تخمک بارور شده ،شمول این روایات به لحاظ زبان شناسی دشوار است زیرابا در نظر گرفتن ظرف زمانی صدور آن آشکار می شود که در زمان صدور روایات اساساً امکان اخذ تخمک و باروری خارج رحمی ممکن نبوده است مضافاً اینکه روایات مزبور متضمن قرائنی چون ((رحم محرم علیه )) بوده که انصراف به ادخال نطفه متعلق به مرد داشته و شامل موجودی دیگر به نام جنین نمی باشد .( همان / 68 )

بنابراین به نظر می رسد که الفاظ آیات و روایات متضمن ممنوعیت ادخال (( نطفه )) به رحم زنی بیگانه شامل انتقال تخمک بارور شده نمی باشد اگرچه شمول آنها نسبت به روشهای نوین باروری نیز پذیرفته شوند .

1_3 تلقیح مصنوعی در حقوق ایران

مطابق ماده 1 قانون نحوه اهدای جنین به زوجین نابارور ، مراکز تخصصی تنها در انتقال جنین حاصله از تلقیح خارج از رحم (( زوجهای قانونی و شرعی )) مجاز می باشد . بنابراین از روشهای تلقیح خارج رحمی آنچه مورد پذیرش قانون گذار واقع شده انتقال جنین حاصل از اسپرم و تخمک زن و شوهر قانونی و شرعی است بدین معنا که وجود رابطه نکاح با رعایت شرایط و موانع آن ، از ضروریات شرایط اهدا کنندگان جنین می باشد .

 اما نکته مهم اینکه ازدواج مذکور در ماده 1 قانون اخیرالذکر نکاح دائم است یا شامل نکاح موقت نیز می شود ؟

اگرچه ازدواج موقت دارای همان شرایط و موانع نکاح دائم است و از لحاظ آثار نیز به جزء نفقه ( مگر اینکه شرط نفقه شود) و ارث همانند نکاح دائم است اما در اهدای جنین شاید از مهمترین مسائل امر مسئولیت و تعهد در این فرایند است که این مهم تنها در سایه استمرار رابطه زوجیت تامین می گردد . به هر حال تردیدی نیست که نکاح منقطع با همه فوایدی که دارد نمی تواند جای نکاح دائم را بگیرد ، تشکیل خانواده بدان گونه که کانون آسایش و آرامش و تربیت فرزندان شایسته و مایه تعاون و اتحاد کامل مرد و زن باشد فقط با نکاح دائم میسر است . ( مختصر حقوق خانواده / 29_27 )

بنابراین نظر به اینکه هدف نکاح موقت با توجه به معتبر ترین متون فقهی ، توالد و تناسل نیست ( جوهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام / 15 / 76 ) و اینکه در قانون نحوه اهدای جنین به زوجین نابارور عبارت (( زوجین قانونی و شرعی )) بکار رفته که یکی از شرایط قانونی بودن ، ثبت واقعه نکاح می باشد و از آنجا که تنها نکاح دائم به ثبت می رسد به نظر می رسد که ازدواج در قانون مذکور ، تنها ازدواج دائمی باشد ضمن اینکه ضرورت جلوگیری از تبعات منفی آن از جمله فرار از مسئولیت زوجین موقت با انحلال یا بذل مدت نکاح موقت ، مؤید این نظر است .

 2_ اعتبار و ماهیت حقوقی قرارداد اهدای جنین

نظر به اینکه مطابق ماده 3 آیین نامه اجرایی قانون نحوه اهدای جنین به زوجین نابارور ، اهدای جنین باید با موافقت و رضایت کتبی زوج ها ی اهدا کننده انجام گیرد این عمل در قالب عقد انجام می شود یا ایقاع ؟ آیا جنین می تواند مبیع واقع شود یا آنکه عمل ویژه با ماهیت خاص است ؟ بنابراین در این بخش ابتدا اعتبار و سپس ماهیت حقوقی قرارداد اهدای جنین بررسی می شود :

2_1 اعتبار حقوقی قرارداد اهدای جنین

بدون تردید خرید و فروش جنین با بیع گامت ( اسپرم وتخمک ) متفاوت است زیرا جنین حاصل ترکیب اسپرم و تخمک است و بعد از این مرحله به رحم انتقال داده می شود تا به موجود کامل تبدیل شود اما اسپرم و تخمک تنها اجزایی هستند که جدا شدن آن از بدن انسان ضرری ندارد یا ضرر آن قابل جبران است به همین جهت عده ای از فقها فراورده های انسان را به جهت مالی بودنشان قابل خرید و فروش می دانند ( توضیح المسائل مراجع / 2 / 203 ) اگر چه برخی از حقوقدانان قراردادهایی که گامت و جنین ، عوض و معوض آن واقع می شوند را باطل دانسته است زیرا فراورده های جسم انسان اصولا نباید کالا و مال تلقی و موضوع داد و ستد قرار بگیرند . ( نارساییهای قانون ایران درباره گامت و جنین با توجه به حقوق تطبیقی / 173 )

بدیهی است که مال چیزی است که ارزش داد و ستد داشته و در برابر آن پول پرداخت می شود ، بنابراین معیار تمییز مالیت داشتن ، نظر نوعی و متعارف است . اما تحلیل مفهوم (( ارزش )) نشان می دهد که بایستی آنرا ناظر به مورد غالب دانست و نباید شتابزده نتیجه گرفت که معامله چیزی که بر خلاف نظر عموم ، رغبت خاصی را به خود جلب کرده باطل است . چرا که (( ارزش )) نتیجه رغبت اشخاص است و رغبت نیز ناشی از عوامل گوناگونی از جمله نیازهای طبیعی ، عارضی یا اجتماعی و عاطفی است چنانکه اگر مؤسسه ای حشره ای را برای انجام عملیات آزمایش بخرد آن حشره مالیت پیدا خواهد کرد ، زیرا آنچه در حقوق اهمیت دارد ، عقلایی و مشروع بودن انگیزه است نه منشا آن . ( توضیح المسائل مراجع / 2 / 203 ) در این مورد چون انگیزه و هدف ، درمان ناباروری زوجین از طریق شرعی است و مراکز مجاز درمانی ، نیاز مبرم به گامت دارند لذا این نیاز و انگیزه سبب مالیت گامت می شود چنانکه اکثر فقهای معاصر به همان دلایل مذکور ، خون را مال دانسته و به جواز خرید و فروش آن فتوی داه اند . ( قواعد عمومی قراردادها / 2/ 164 _ 163 )

بنابراین می توان نتیجه گرفت که گامت قابل معامله بوده اما در مورد جنین باید قائل به تفکیک شد : 1_ جنین مرکب از اسپرم و تخمک زوجین که در محیط آزمایشگاهی قرار دارد . 2_ جنینی که در داخل رحم استقرار یافته است .

مطابق ماده 956 قانون مدنی اهلیت تمتع با زنده متولد شدن انسان شروع می شود بنابراین جنین قبل از تبدیل شدن به انسان دارای اهلیت تمتع نمی باشد و این همان جنین واقع شده در محیط آزمایشگاه است . موضوع ماده 957 نیز حمل می باشد نه جنین . و منظور از حمل ، جنین مستقر در رحم است در حالی که موضوع اهدای جنین ، موجودی است که هنوز در رحم مستقر نشده است بنابراین  بین انسان و جنین از نظر حقوقی  وجه اشتراکی وجود ندارد که بتوان به وسیله قیاس احکام راجع به انسان را در مورد جنین جاری دانست و طبق نظر اصولیین ، قیاس مع الفارق و باطل است . ( حقوق کودک آزمایشگاهی و مادر جایگزین / 36 )

2 _ 2 ماهیت حقوقی قرارداد اهدای جنین

اهدای جنین می تواند با عناوین مختلف فقهی و حقوقی مانند اعراض ، صلح ، هبه و قرارداد خصوصی منطبق گردد که مورد بررسی قرار می گیرد : 

2 _ 2 _ 1  اعراض

اعراض عبارتست از اینکه مالک با اراده خود از مالکیت بر مال خویش صرفنظر نماید . بنابراین اثر مستقیم اعراض ، ساقط کردن سلطه مالکانه و از جمله ایقاعات است که در نتیجه آن مال بلا مالک می شود اما مالیت خود را از دست نمی دهد .

همانطور که بیان شد گامت به سبب کاربرد و انگیزه استفاده از آن مالیت پیدا کرده است . پس حق انسان بر گامت ، یک حق عینی است و شاید بتوان گفت که شخص می تواند از اسپرم یا تخمک اعراض کند . اما این حالت هنگامی است که شخص بطور بیگانه گامت خود را اهدا نماید ( استفتائات پزشکی /80 _ 78 ) ولی مطابق ماده 1 قانون نحوه اهدای جنین به زوجین نابارور ، اهداکنندگان باید زوجین قانونی و شرعی باشد ومشخصات آنها نیز ثبت شده در نتیجه صاحبان گامت کاملاً شناخته شده می باشند. از سوی دیگر پذیرش حق عینی انسان بر گامت تا مرحله قبل از تلقیح قابل تسری و پس از تلقیح دیگر انسان حق عینی بر جنین ندارد زیرا جنین در این مرحله ، موجودی مستقل است که نمی تواند موضوع حق عینی دیگری واقع شود . بنابراین ماهیت اهدای جنین از اعراض و سایر ایقاعات خارج است .

2 _ 2 _ 2 هبه

هبه عبارت از تملیک مال بطور مجانی به شخص دیگر است . بنابراین هبه عقدی مجانی و تملیکی است. اگر چه در خصوص لزوم یا جواز آن اختلاف نظر وجود دارد ( دوره عقود معین / 3 / 34 ) اما عقد هبه در شرایطی قابل رجوع است . مطابق ماده 803 قانون مدنی رجوع از هبه در صورتی مجاز است که حین موهوبه باقی باشد بنابراین اگر اسپرم و تخمک باهم ترکیب نشده باشند و جنین تشکیل نداده باشد میتوان به آن رجوع کرد اما تشکیل جنین به معنای از بین رفتن گامت بوده و قابلیت رجوع از اهداکنندگان سلب خواهد شد . همچنین اگر موضوع ، هبه جنین باشد می توان انتقال آنرا به رحم ، مانع از رجوع دانست . نکته دیگر اینکه اگر چه هبه عقدی مجانی است اما مانعی ندارد که شرط عوض بر متهب تحمیل گردد چراکه شرط نیز خود تملیک مجانی دیگری است که تابع هبه اصلی در یک عقد انجام می شود . ( همان / 33 )

بنابراین می توان گفت که جنینی که در رحم استقرار نیافته به نوعی مال بوده و اهدای آن می تواند مشمول مقررات مربوط به قانون مدنی باشد هرچند که اهداکنندگان در قبال آن عوضی را دریافت کرده باشند .

2 _ 2 _ 3 صلح

صلح در قانون مدنی حوزه وسیعی دارد و می تواند در مقام معاملات ، به جای معامله ای واقع شده و آثار و نتایج آنرا به بار آورد بدون آنکه شرایط و احکام خاصه آنرا داشته باشد . بنابراین هیچ محدودیتی برای صلح وجود ندارد و قالبی است وسیع که برای تحقق حاکمیت اراده مورد استفاده قرار می گیرد . به همین جهت عمل اهدا کنندگان گامت نیز میتواند در قالب صلح قرار گیرد اگرچه معوض باشد چرا که مغایرتی با کرامت و منزلت انسان ندارد .

2 _ 2 _ 4 قرارداد خصوصی

اصل (( آزادی قراردادها )) که قانون مدنی در ماده 10 آنرا ذکر نموده ، محدوده قراردادها را از حصار عقود معین خارج ساخته تا هر قرار دادی که مخالف صریح قانون نباشد از حمایت قانون گذار برخوردار گردد . بنابراین اهدای جنین می تواند در قالب قرارداد خصوصی صورت بگیرد . به همین جهت برخی از حقوقدانان قرارداد اهدای جنین را یک قرارداد غیر مالی بین اهداکنندگان و مراکز مجاز درمان ناباروری می دانند که تابع قواعد عمومی قراردادهاست . علاوه بر این معتقدند که مجانی یا معوض بودن عمل مانع از ارائه پاداش به اهدا کنندگان نیست چنانکه هبه می تواند معوض باشد که عوض در این صورت فرعی است . ( نارساییهای قانون ایران درباره اهدای گامت و جنین با توجه به حقوق تطبیقی / 176 )

با عنایت به مطالب فوق ، به نظر می رسد که باید بین مراحل مختلف فرایند اهدای جنین قائل به تفکیک شد زیرا این فرایند در هر مرحله آثار و بار حقوقی خاصی دارد . در اولین مرحله ، افراد گامت خود را به مراکز درمانی ارائه می کنند . مرحله ای که با فرض احراز نازایی زوجین متقاضی جنین ، بخشی از فرایند درمان بوده و منفعت عقلایی و مشروع دارد بنابراین افراد می توانند تخمک واسپرم خود را با مراکز درمانی مورد بیع ، هبه و.. قرار دهند . در حقیقت کرامت و منزلت انسان نیز مخدوش نمی شود زیرا گامت به تنهایی ، انسان محسوب نمی شود تا قرارداد راجع به آن باطل باشد بلکه چون سبب فراهم شدن مقدمات درمان یک بیمار می شود مفید و مورد پسند جامعه است . در مرحله دوم بین اسپرم و تخمک اهدایی تلقیح صورت می گیرد در این مرحله نیز شرایط مرحله اول حاکم است زیرا هنوز اسپرم و تخمک تلقیح شده به رحم منتقل نشده است . اما در مرحله سوم که جنین به رحم زن متقاضی منتقل می گردد اطلاق عناوینی چون بیع ، صلح ، هبه یا اعراض با کرامت انسانی تعارض دارد زیرا جنین در این مرحله حمل نام دارد که قانون مدنی به جهت هویت و شخصیت خاص حمل ، آثار حقوقی ویژه ای را پیش بینی کرده است . بنابراین در این مرحله نیازی به انطباق آن با عقود معین نیست بلکه بخشی از فرایند درمان است که اهدا کنندگان و مراکز درمانی به عنوان مشارکت در آن مستحق دریافت عوض خواهند بود .

3 _ روابط حقوقی ناشی از اهدای جنین

مسئله اهدای جنین و تولد طفل ناشی از آن مسائل حقوقی مهمی را در خصوص روابط طفل مزبور و پدر و مادر اهدا کننده و گیرنده مطرح میکند امور مهمی همچون نسب ، حضانت ، حرمت نکاح و ارث که مورد بررسی قرار می گیرد :

3 _ 1 نسب طفل متولد از اهدای جنین

اهمیت نسب و ثبوت آن بر کسی پوشیده نیست و در مورد هر انسانی تعیین اینکه نسب او به چه شخص برمی گردد ضرورت دارد بنابراین در خصوص طفل ناشی از اهدای جنین این سئوال مطرح است که طفل به والدین ژنتیکی ( اهدا کننده جنین )  منتسب است یا والدین متقاضی ؟

برخی از حقوقدانان معتقدند که ملاک اصلی الحاق نسب بین طفل و شخص یا اشخاص دیگر ، پیدایش او از نطفه ایشان است ، منتها قانون گذار فقط زنا را مانع تحقق نسب مشروع دانسته است بنابراین در هر مورد اگر زنا صادق نباشد مانعی در انتساب طفل به شخصی که از نطفه او تکوین پیدا کرده وجود نخواهد داشت . ( وضعیت حقوق کودک آزمایشگاهی / 183 )

در قاعده (( الولد للفراش و العاهر الحجر )) فراش به معنی رابطه جنسی مشروع بین زوجین بوده و این رابطه در مفهوم وسیع خود شامل تلقیح مصنوعی نیز می گردد بگونه ای که به موجب اماره فراش طفل متولد از تلقیح مصنوعی گامت زوجین نیز مشمول ماده 1158 قانون مدنی بوده و اماره فراش در این مورد نیز جریان دارد ، چرا که در تحقق نسب وقوع نزدیکی به معنای متعارف آن مد نظر نیست بلکه تکون جنین از ترکیب زن و شوهر ملاک است . همچنانکه اگر در نتیجه تماس بدنی تفخیذ ، زوجه آبستن شود باید جنین را منسوب به آن زن و شوهر کرد.( دوره مقدماتی حقوق مدنی ، خانواده / 329 _ 328 ) 

بنابراین و با عنایت به ماده 1 قانون نحوه اهدای جنین به زوجین نابارور که جنین از نطفه زن و شوهر شرعی و قانونی تشکیل می شود طفل متولد شده ملحق به صاحبان نطفه بوده و هیچ ارتباطی با زن و مرد متقاضی جنین ندارد و تنها رحم زوجه محیط مساعد برای پرورش جنین است به این ترتیب اگر چه نظراتی دیگر وجود دارد که عده ای طفل را به مادر متقاضی و گروهی نیز هم به زن صاحب تخمک و هم زن صاحب رحم منتسب می کنند اما آنچه شرع و عقل و عرف بدان تمایل دارد انتساب کودک به زن و شوهر صاحب نطفه می باشد .

3 _ 2 نگهداری و تربیت طفل

نگهداری یا حضانت در اصطلاح حقوقی به نگهداشتن طفل ، مواظبت و مراقبت او و تنظیم روابط او با خارج اطلاق می شود بنابراین حضانت بیشتر ناظر به حمایت جسمی کودک است اما تربیت شامل آموختن آداب و سنن اخلاقی و مذهبی و اجتماعی و ... بوده و ناظر بر روح و روان طفل است . حضانت از لحاظ ضمانت اجرایی نیز قوی تر و جدی تر از تربیت بوده بگونه ای که قانون گذار پاره ای ضمانت اجرای مدنی و کیفری مقرر کرده است . ( مختصر حقوق خانواده / 331 )

به نظر می رسد آنچه در حضانت و تربیت طفل مورد توجه قانون گذار است مصلحت و سعادت طفل است چرا که مسئولیتهای والدین در این خصوص صرفاً جهت تأمین منافع و مصالح کودک است به همین جهت حضانت حق و تکلیف ابوین است بنابراین به منظور حمایت از کودک، ماده 3 قانون نحوه اهدای جنین به زوجین نابارور، نگهداری و تربیت طفل را در اختیار زوجین اهدا گیرنده قرار داده است . امری که نمی توان آنرا در اختیار افرادی قرار داد که انگیزه ای در تولد و نگهداری طفل نداشته اند اگرچه این افراد والدین نسبی وی باشند .

3 _3 حرمت نکاح

در حقوق و فقه اسلامی عواملی وجود دارد که باعث حرمت نکاح بین زن و مرد می گردد از جمله نسب ، رضاع ، مصاهره و ... که عامل نسب و رضاع در مسئله اهدای جنین موضوعیت پیدا می کند بنابراین در رابطه با والدین نسبی و متقاضی جنین بررسی می شود :

3 _ 3 _1 حرمت نکاح طفل با والدین واقعی ( ژنتیکی )

حرمت نکاح اعم است از خویشاوندی شرعی و غیر شرعی مانند زنا یعنی آنچه در منع نکاح مدنظر است رابطه طبیعی و فیزیولوژیکی بین اشخاص است نه قرابت نسبی مشروع که حاصل از نکاح است . ( همان / 147 ) بنابراین طفل ناشی از اهدای جنین با زوجین اهدا کننده رابطه خویشاوندی نسبی پیدا کرده و تمامی موانع نکاح به این رابطه حاکم خواهد داشت بود به عمنوان مثال اگر اهداء کنندگان فرزندی داشته باشند که خود به دنیا آورده اند با طفل مورد نظر رابطه برادری یا خواهری خواهند داشت که بنابراین نکاح بین آنها ممنوع است زیرا همانطور که بیان شد طفل ناشی از اهدای جنین به زوجین اهدا کننده منتسب است .

3 _ 3 _ 2 حرمت نکاح کودک حاصل از اهدای جنین با مادر متقاضی

با انتقال جنین به رحم مادر متقاضی ، وی مسئولیت رشد و پرورش جنین را بر عهده میگیرد اما آیا پذیرش این مسئولیت و تغذیه طفل از شیر وی ، بین طفل و مادر متقاضی و اقربای وی حرمت ایجاد میکند ؟

ممکن است گفته شود که اگر طفل به میزان مقرر از شیر مادر تغذیه کند وی مادر رضاعی طفل محسوب و چنین رضاعی نشر حرمت میکند اما این استدلال قابل پذیرش نیست چراکه در نشر حرمت شرط است که زن مرضعه شیر شوهر و فرزند خود را بدهد اما در ما نحن فیه صاحب شیر شوهر او نیست و طفل نیز با او نسبتی ندارد بنابراین چنین شیری ایجاد حرمت نمی کند اگرچه طفل را ایشان بدنیا آورده است چنانکه از صحیحه بریه نیز اینگونه بر می آید که امام باقر علیه السلام در تفسیر حدیث نبوی ((و یحرم من الرضاع ما یحرم من النسب)) فرمودند که حضرت علی (ع) می فرمایند : (( هر زنی که از شیر شوهرش ، بچه زن دیگری را شیر دهد خواه پسر باشد و خواه دختر ، این همان است که رسول الله فرموده است )). ( بررسی مسائل فقهی و حقوقی انتقال جنین / 271-270)

بنابراین اگر مادر متقاضی ، کودک را به مقدار مقرر در ماده 1040 قانون مدنی شیر بدهد نیز ایجاد حرمت رضاعی نخواهد کرد چرا که شیر متعلق به شوهر مادر متقاضی جنین نبوده بلکه شوهر وی هیچ نقشی در این خصوص ندارد پس نکاح طفل با او و شوهرش و اقربای او صحیح است اگرچه ارتکازیات ذهنی به آسانی نکاح طفل با زنی که در رحم او رشد یافته و حتی از شیر او تغذیه کرده نمی پذیرد .

3-4 نفقه اقارب

نفقه عبارت است از هزینه خوراک و پوشاک و اثاث خانه و مسکن .( مبسوط در ترمینولوژی حقوق / 5/ش 14037 ) هزینه هایی که خویشاوندان نسبی ، آن هم کسانی که قرابت آنها در خط مستقیم (عمودی ) باشد ملزم به تأمین هستند .

مطابق مقررات قانون مدنی ، پرداخت نفقه به عهده پدر ژنتیکی و در درجه بعد اجداد پدر و سپس مادر ژنتیکی و در نهایت اجداد پدری وی می باشد اما از آنجا که اهدا کنندگان جنین ( والدین ژنتیکی ) قصدی برای داشتن فرزند و پرداختن نفقه او را ندارند ماده 3 قانون نحوه اهدا جنین به زوجین نابارور ، الزام به انفاق را به عهده زوجین اهداء گیرنده گذاشته است که البته به نظر می رسد این تکلیف فقط شامل زوجین اهداء گیرنده باشد نه خویشاوندان آنها . بنابراین تکلیف انفاق در درجه اول به عهده زوج متقاضی و در صورت نبودن یا عدم تمکن مالی به عهده زوجه متقاضی اهداء می باشد .

3-5 ارث

در واقع ارث عبارت است از رابطه بین دو نفر که در اثر فوت یکی ، دیگری از او قهراً ارث می برد رابطه مزبور قرابت است ( حقوق مدنی / 3/170 ) امری که قانون نحوه اهدا جنین به زوجین نابارور راجع به توارث طفل و زوجین اهد گیرنده و اهدا کننده جنین ساکت است .

گفته شده است که رابطه توارث همانند اطفال طبیعی بین کودکان حاصل از تلقیح مصنوعی پس از وضع حمل در رحم و همچنین پس از تولد بین هر یک از مرد و زن صاحب نطفه و خویشاوندان ایشان ، مطابق مقررات قانون مدنی بر قرار می گردد. ( وضعیت حقوق کودک آزمایشگاهی / 189) چنان که برخی از فقها معتقدند که : (( نسبت به پدر و مادر شرعی از همدیگر ارث می برند و نسبت به مادر عرفی احتیاط در مصالحه است )) . ( استفتاء پژوهشکده ابن سینا / 395 )

با توجه به اینکه در اهدا جنین مسئله نسب محقق است و شرط وراثت نیز نسب مشروع است ارائه عنوان مصالحه برای حل مسئله توارث قابل ایراد است زیرا قواعد ارث از قواعد امری و غیر قابل تراضی اند .بنابراین رابطه توارث بین طفل و والدین ژنتیکی او بر قرار می گردد مشروط بر اینکه طفل در زمان مرگ مورث زنده باشد البته چنانچه نطفه در زمان فوت مورث منعقد شده و زنده متولد شود از حقوق مدنی از جمله ارث برخوردار خواهد شد بنابراین انجام عمل تلقیح بعد از فوت مورث چه در محیط آزمایشگاه و چه در رحم مادر جایگزین ، مانع از برقراری رابطه توارث خواهد بود زیرا ترکه با فوت مورث به ورثه موجود حین الفوت منتقل می شود .حال آنکه رابطه توارث بین طفل و زوجین متقاضی اهدا بر قرار نخواهد شد سکوت قانون نحوه اهدا جنین به زوجین نابارور نیز موید همین مطلب است .نتیجـه گیـری :

از مهمترین نتایجی که از تحقیق حاضر می توان گرفت :

1 – تلقیح مصنوعی تخمک زن با اسپرم شوهر مورد قبول قانون گذار ایران و فقه می باشد و اگر گروهی از فقها در این خصوص تردید دارند به علت بیم ارتکاب گناه است که برخی از جنبه های آن با در نظر گرفتن اضطرار می تواند وجهه مشروع بیابد .

2 – در خصوص ماهیت قرار داد اهدا جنین باید بین مراحل مختلف آن قائل به تفکیک شد : اولین مرحله که افراد گامت خود را به مراکز درمانی ارائه می کنند به جهت مالیت یافتن گامت می تواند منطبق بر عقد بیع ، هبه ، صلح و ... باشد و مرحله دوم که گامت در آزمایشگاه تلقیح شده اما هنوز در رحم مستقر نشده نیز همانند مرحله اول است اما در مرحله سوم که جنین به رحم منتقل می شود اطلاق عناوین عقد هبه ، صلح و ... با کرامت انسان تعارض پیدا می کند وباید آنرا یک نوع قرارداد خصوصی در فرایند درمان زوجین نابارور دانست .

3 – طفل متولد از اهدا جنین ، به پدر و مادر ژنتیکی خود یعنی اهدا کنندگان گامت منتسب است و نسب قانونی تنها در رابطه با آنها برقرار می شود نه زوجین متقاضی جنین .

4 – از لحاظ حرمت نکاح ، تنها نکاح بین طفل و پدر و مادر ژنتیکی و خویشان آنها ممنوع است اما بین طفل و مادر متقاضی جنین و به طریق اولی شوهر وی هیچ حرمتی ایجاد نمی شود اگر چه طفل از مادر متقاضی به مقدار کافی شیر خورده باشد زیرا شرایط و احکام قرابت رضاعی منتفی است .

5 – رابطه توارث فقط بین طفل و پدر و مادر واقعی طفل ( صاحبان اسپرم و تخمک ) بر قرار است .





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 25 اردیبهشت 1392
سیامک گلستانی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.